تبلیغات
موسیقی - ساز کوک آواز دوست/موسیقی کلام و ایده‌های آوازی در صدای محمدرضا شجریان
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

موسیقی هنری ایران: آنچه در بدو شنیدن موسیقی با کلام شنونده را متوجه خویش می کند، موسیقی است، جدا از ارتباط آن نغمه با کلامی که در آن جاریست. البته در موسیقی با کلام، مفاهیم مطرح در شعر و ضرباهنگ کلمات نقش بزرگی بازی می‌کند، لیکن هر چه باشد اینجا سخن از موسیقی است و کلام از هر چه و هر که باشد در ترکیب‌های صوتی و وزنی تازه‌ای قرار می‌گیرد و باید به‌عنوان پدیده‌ای نو، بی نیاز از تفسیر، در لحظه تاثیرگذار باشد....

 

شنونده‌ی موسیقی نیز در بسیاری از اوقات با شعرآثار آشنا نیست و ارتباط‌گیری آنی‌اش با کلام تصانیف یا دیگر فرم‌های آوازی در حد درک کلمات یا ترکیبات کوتاه است و شاید در مکرر شنیدن یک اثر هنری به درک کامل تمامی مفاهیم شعر نائل آید. نگارنده لیکن بر این اعتقاد است که هنر باید در لحظه تاثیر گذار و جذاب باشد. 
اگر چه در آکادمی‌ها و نزد منقدین و نظریه‌پردازان، بحث رمزگشایی هنر به جهت یافتن خصوصیات و قابلیت‌های یک اثر هنری مرسوم است، در ارتباط ‌گیری با مخاطب ولی، آن هنری ناب است که تفسیر و توضیح نخواهد. به ویژه هنر موسیقی که انتزاعی بودن خویش را حتی در معاشرت با کلام نیز حفظ می‌کند و هر مخاطب برداشت شخصی و منحصر به فردی را از شنیدن آن دارد.
در اینجا کار از کوچه تکنیک و فن گذشته و وارد خانه‌ی هنر می‌شود که در آن خطای دانسته مانند تقطیع نامناسب کلمه‌ای یا تکرار غیر متعارف آن و غیره نیز اگر تفکری زیباشناسانه در پشت خود داشته باشد، جزیی از مجموعه است و توفیق خالق اثر در ارتباط ‌گیری با مخاطب مهم‌تر از هر تئوری و پیشنویس است.
مسلماً نظر نگارنده این نیست که مباحثی مانند تلفیق درست شعر و موسیقی  یا مناسبت وزن و مایه با احوال کلام بی اهمیت‌اند، بلکه این همه، شرط اولیه و دانش لازم برای پدید آوردن موسیقی با کلام است و یک آواز خوان، به جز داشتن صدای خوش، ملزم است به درک عمیق شعر و فن بیان آن و همین‌طور به شناخت عملکرد اصوات موسیقایی بر هجای کلام، لیکن دانش بر این فنون لازم است و کافی نیست، چرا که فن هنر آموختنی و ذوق هنر ذاتی و کمتر قابل فراگیری ست.

قرائت کلام به اصوات موسیقایی، هنر آواز نیست، که این از هر کس که دو دانگ صدایی و کمی درک شعر  و موسیقی دارد، بر می آید. از این روست که در میان خیل عظیم خوانندگان یا مدعیان خوانندگی بخصوص آنانی که آواز کلاسیک ایرانی می‌خوانند، کمتر کسی قادر است که مخاطب خویش را برای مدت طولانی مجذوب کند.
باید توجه داشت که نقش خواننده در یک اثر موسیقی غالباً سولیستیک است، از این رو آوازخوان مانند یک تکنواز نیازمند دانش و توانمندی موسیقایی در خور این مقام است. و از آنجا که آموزش هنر آواز در موسیقی ما بیشتر تجربی است و روش مدون و همه جانبه‌ای برای پرورش خواننده وجود ندارد، بسیاری فقط به اتکای داشتن صدای خوش و آشنایی کمی با ردیف، خواننده‌اند و برای رسیدن به مقصود و سولیست شدن به تمامی جوانب لازم نمی‌پردازند، هم از این روست که در ابتدایی‌ترین تکنیک‌ها مانند شناخت وزن‌ها و حفظ کوک و اجرای چند صدایی و ... با مشکل مواجه‌اند. حال اینکه در جهان موسیقی، تکخوانان و تکنوازان راه دشواری را برای رسیدن به این رتبه طی می کنند. 
در میان خوانندگان قدیم و جدید ایران نام «محمدرضا شجریان» استاد بی‌همتای آواز، به‌دلیل بهره‌مندی از دانش شعر و موسیقی، صوت‌ِ خوش با وسعت کم‌نظیر و ذوق سرشار هنری،  می‌درخشد و شیوه و نگرش وی به آواز موجب پیدایش معیار سنجشی شده است که از یک سو کار آوازخوانان نسل نو را دشوار و از سوی دیگر هموار می‌سازد و در نهایت به بالا رفتن سطح عمومی این هنر در ایران می‌انجامد.
در آواز شجریان کار از صنعت تلفیق شعر و موسیقی رها گشته و در زیباترین بستر هنری به پیش می‌رود. تسلط وی به مقام‌ها و گوشه‌های کلاسیک آواز ایران و همچنین آشنایی اش با ادبیات فارسی ابزار به‌کارگیری ذوق هنری اوست و اگر چه بسیاری او را به‌عنوان خواننده آواز سنتی می‌شناسند، هر آوازش، بی‌نیاز از هر گونه تردستی و ظاهرآرایی، نو و بدیع است و ضمن حفظ ارتباط با سنت این هنر، راه جدای خویش را می‌رود. آوازهای آلبوم «آستان جانان» یا «نوا مرکب خوانی» نمونه‌هایی از این دست‌اند.
وی در بسیاری از آثارش ردیف تازه و بسیار متفاوتی از مقام مورد اجرا پدید آورده که می‌توان به آن به چشم آهنگسازی نگریست. در این شیوه: کلام، آمیخته در نغمه‌ها  و نغمه‌ها جزء جدایی ناپذیر کلام‌اند، گویی که هر دو با هم پدید آمده‌اند و مجموعه یک اثر واحد است. نمونه‌های نادر این نوع کار با کلام را در کار تصنیف ‌سازانی چون «عارف قزوینی» و برخی آهنگسازان معاصر می‌شنویم که آثارشان جاوید و برای همیشه گوش ‌نواز شنونده موسیقی ایران است.
استفاده از رژیستر‌های مختلف صدا، تنوع در اجرای تحریر‌ها و تغییر حالت تحریر‌ها بر اساس خصوصیات سازی که جواب آواز می‌دهد، انتخاب سنجیده سرعت بیان کلمات و جملات موسیقایی مناسب با روح کلی کار وشعر، دینامیک و سکوت‌های به موقع، از خصوصیات بارز هنر اوست. در آواز او هیچ حرکتی جنبه نمایشی ندارد و انتخاب بم و زیرها در خدمت بهبود موسیقی است.
در موسیقی ایران رسم بر آن است که آهنگساز اثر قطعاتی را آماده می‌کند و خواننده اثر در میان قطعات آواز می‌خواند. در غالب آثار محمدرضا شجریان نیز این شیوه به‌کار رفته ولی او در بسیاری از موارد از آهنگساز پیشی گرفته و در جذب شنونده موفق‌تر از خالق قطعات ظاهر شده است. البته این خود به یکپارچگی این مجموعه‌ها صدمه زده‌، لیکن در مواردی نیز این تقابل به زیباترین شکل خویش انجام شده، که اثر «بیاد عارف» ، «بیداد» یا «دستان» از نمونه‌های بارز آن است.
بدیهی ست،هنگامی که دست اندر کاران یک اثر تحت تاثیر زیبائی های کار یکدیگر قرار گیرند، دستاوردی اینچنین خواهد داشت و هم طراز بودن پدیدآوردنگان یک اثر و علاقه آنان به کار یکدیگر نیز یکی دیگر از زمینه های پیدایش اینگونه مجموعه هاست.    

ایده‌های آوازی استاد شجریان قابلیت بسیاری برای آهنگسازی دارد و بی نتیجه نخواهد بود اگر که مسیر را به طریق دیگری برویم و آهنگسازی را بر اساس آوازی از او نیز تجربه کنیم.
شیوه وی این هنر را از بند های تخصصی مقام و گوشه رهانیده و آواز را شنیدنی کرده است. و هریک از آواز های او به مثابه یک موضوع یا یک داستان دستمایه کارنوین دیگری ست.       
ساز کوک آواز محمدرضا شجریان مدیون سال‌ها کار و آموزش بی‌وقفه‌ی اوست و آنچه او کسب کرده بدون شک راه‌گشای بهبود سطح خوانندگی در ایران بوده و خواهد بود. آوازخوانان جوانی که امروز در صحنه موسیقی ایران جلوه می‌کنند، جملگی فرزندان هنری اویند. بی‌شک خوانندگان جوان امروز و فردای ما نیازمند تجربیات و دستاورد‌های آوازی استادند.


نوشته حمید متبسم



نوشته شده توسط :رامـیـن جـانـمـحـمـدی
شنبه 17 مهر 1389-05:24 ب.ظ